چند داستان کوتاه کوتاه 3

چند داستان کوتاه کوتاه 3
قیمت: 2500 تومان

چند داستان کوتاه کوتاه 3

شب که می‌شود حوصله‌ها مانند سایه ماه کوتاه است و کمرنگ. داستانک، قلقلکی کوتاه برای فکر و روحمان است تا در ساعات پایانی شب، لحظات کوتاه امروز را با خواندن جملاتی کوتاه بهتر و بیشتر قدر بدانیم.

 

 

داستانهایی که در این کتاب می‌خوانید

 

 


  • آسان بينديش، راحت زندگى كن
  • مکالمه‌اى بين لئوناردو باف و دالايى‌لاما
  • فقر چيست؟
  • هرگز با خودت قهر مکن
  • ساده‌ترين جواب
  • عشق واقعى
  • ابراز عشق
  • پيک‌نيک لاک‌پشت‌ها
  • تور پيرزنان
  • ديدن عيب‌هاى ديگران
  • جعبه سياه
  • خدايا مرا در کوره رنجت قرار ده
  • اما کنار نگذار
  • سه صافى
  • يخ فروش
  • صلح
  • اهميت بستن گربه
  • توصيه‌هاى کامپيوترى براى زندگى بهتر
  • من چقدر ثروتمندم!
  • از دست نوشته‌هاى مهاتما گاندى
  • پاره آجر
  • آگهي ختم آلفرد نوبل
  • آسان بينديش، راحت زندگى كن
  • عجايب هفتگانه
  • حراج وسايل شيطان
  • 4 شوخى کودکانه
  • هر اتفاقى كه رخ مى‌دهد به صلاح ماست
  • بهترين لحظات زندگى از نگاه چارلى جاپلين
  • سخنان کوتاه اما عميق و پرمعنى

 

 

 

 

 

شب که می‌شود حوصله‌ها مانند سایه ماه کوتاه است و کمرنگ. داستانک، قلقلکی کوتاه برای فکر و روحمان است تا در ساعات پایانی شب، لحظات کوتاه امروز را با خواندن جملاتی کوتاه بهتر و بیشتر قدر بدانیم.

 

 

 

 

 

 

گفتگو با خدا

 

خواب دیدم در خواب گفتگویی با خدا داشتم.

خدا گفت : پس میخواهی با من گفتگو کنی‌؟

گفتم : اگر وقت داشته باشید.

خدا لبخند زد و گفت‌: وقت من ابدی ست. چه سئوالاتی در ذهن داری که می‌خواهی از من بپرسی‌؟

گفتم : چه چیز بیشتر از همه شما را در مورد انسان متعجب می‌کند‌؟

خدا پاسخ داد‌: این که آنها از بودن در دوران کودکی ملول می‌شوند. عجله دارند بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را می‌خورند. این که سلامت‌شان را صرف به دست آوردن پول می‌کنند و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتی می‌کنند. این که با نگرانی به زمان آینده زمان حال فراموش می‌شود. آنچنان که دیگر نه در آینده زندگی می‌کنند و نه در حال. این که چنان زندگی می‌کنند که گویی هرگز نخواهند مرد و چنان می‌میرند که گویی هرگز زنده نبوده‌اند.

خداوند دست‌هایم در دست گرفت و مدتی هر دو ساکت ماندیم. بعد پرسیدم‌: به عنوان خالق انسان‌ها می‌خواهید آنها چه درسی از زندگی بگیرند‌؟

خدا با لبخند پاسخ داد‌: یاد بگیرند که نمی‌توان دیگران را مجبور به دوست داشتن کرد. اما می‌توان محبوب دیگران شد. یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند. یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد. بلکه کسی است که نیاز کمتری دارد. یاد بگیرند که ظرف چند ثانیه می‌توانیم زخم عمیق در دل کسانی که دوستشان داریم ایجاد کنیم.و سال‌ها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التیام یابد. با بخشیدن بخشش یاد بگیرند‌. یاد بگیرند که کسانی هستند که آنها را عمیقا دوست بدارند اما بلد نیستند احساسشان را ابراز کنند یا نشان دهند. یاد بگیرند که می‌شود دو نفر به یک موضوع واحد نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند. یاد بگیرند که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند. همیشه