چند داستان کوتاه کوتاه 2

چند داستان کوتاه کوتاه 2
قیمت: 2500 تومان

چند داستان کوتاه کوتاه 2

شب که می‌شود حوصله‌ها مانند سایه ماه کوتاه است و کمرنگ. داستانک، قلقلکی کوتاه برای فکر و روحمان است تا در ساعات پایانی شب، لحظات کوتاه امروز را با خواندن جملاتی کوتاه بهتر و بیشتر قدر بدانیم.

 

داستانهایی که در این کتاب می‌خوانید

 

 


  • آسان بينديش، راحت زندگى كن
  • مکالمه‌اى بين لئوناردو باف و دالايى‌لاما
  • فقر چيست؟
  • هرگز با خودت قهر مکن
  • ساده‌ترين جواب
  • عشق واقعى
  • ابراز عشق
  • پيک‌نيک لاک‌پشت‌ها
  • تور پيرزنان
  • ديدن عيب‌هاى ديگران
  • جعبه سياه
  • خدايا مرا در کوره رنجت قرار ده
  • اما کنار نگذار
  • سه صافى
  • يخ فروش
  • صلح
  • اهميت بستن گربه
  • توصيه‌هاى کامپيوترى براى زندگى بهتر
  • من چقدر ثروتمندم!
  • از دست نوشته‌هاى مهاتما گاندى
  • پاره آجر
  • آگهي ختم آلفرد نوبل
  • آسان بينديش، راحت زندگى كن
  • عجايب هفتگانه
  • حراج وسايل شيطان
  • 4 شوخى کودکانه
  • هر اتفاقى كه رخ مى‌دهد به صلاح ماست
  • بهترين لحظات زندگى از نگاه چارلى جاپلين
  • سخنان کوتاه اما عميق و پرمعنى

 

 

 

 

آسان بينديش، راحت زندگى كن

 

 

مى‌گويند در كشور ژاپن مرد ميليونرى زندگى مى‌كرد كه از درد چشم خواب به‌چشم نداشت و براى مداواى چشم دردش انواع قرص‌ها و آمپول‌ها را مصرف كرده بود اما نتيجه چندانى نگرفته بود. وى پس از مشاوره فراوان با پزشكان و متخصصان زياد درمان درد خود را مراجعه به يك راهب مقدس و شناخته شده مى‌بيند. وى به راهب مراجعه مى‌كند و راهب نيز پس از معاينه وى به او پيشنهاد می‌کند كه مدتى به هيچ رنگى بجز رنگ سبز نگاه نكند. وى پس از بازگشت از نزد راهب به تمام مستخدمين خود دستور مى‌دهد با خريد بشكه‌هاى رنگ سبز تمام خانه را با سبز رنگ‌آميزى كنند. همينطور تمام اسباب و اثاثيه خانه را با همين رنگ عوض مى‌كند. پس از مدتى رنگ ماشين، لباس اعضاى خانواده و مستخدمين و هر آنچه به چشم مى‌آيد را به رنگ سبز و تركيبات آن تغيير مى‌دهد و البته چشم دردش هم تسكين مى‌يابد. بعد از مدتى مرد ميليونر براى تشكر از راهب وى را به منزلش دعوت مى‌نمايد. راهب نيز كه با لباس نارنجى رنگ به منزل او وارد مى‌شود متوجه مى‌شود كه بايد لباسش را عوض كرده و خرقه‌اى به رنگ سبز به تن كند. او نيز چنين كرده و وقتى به محضر بيمارش مى‌رسد از او مى‌پرسد آيا چشم دردش تسكين يافته؟ مرد ثروتمند نيز تشكر كرده و مى‌گويد: «بله. اما اين گران‌ترين مداوايى بود كه تاكنون داشته.» مرد راهب با تعجب به بيمارش مى‌گويد بالعكس اين ارزان‌ترين نسخه‌اى بوده كه تاكنون تجويز كرده‌ام. براى مداواى چشم دردتان، تنها كافى بود عينكى با شيشه سبز خريدارى كنيد و هيچ نيازى به اين همه مخارج نبود. تو نمى‌توانى تمام دنيا را تغيير دهى، بلكه با تغيير نگاهت مى‌توانى دنيا را به كام خود درآورى.

تغيير دنيا كار احمقانه‌اى است اما تغيير نگاه ارزان‌ترين و موثرترين روش مى‌باشد.